|
::.::رازهای شب تنهایی من::.::
|
||||
|
:::::...::ashkan-surprise::...::::: |
||||
|
درباره وبلاگ
::.::سلام::.::
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
نترس از هجوم حضورم
به قلم : خودم یا هر کی دیگه در ساعت موضوع: | + .اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. چند سوال: چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟ چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟ چرا تارزان بعد از اين همه وقت كه تو جنگل بوده ريش و سبيل نداره؟ آيا ميشه زير آب گريه کرد؟ پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه دوما دوست دختر نداشته باشه سوما دوست دختر نداشته باشه چهارما دوست دختر نداشته باشه ..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل هاي پاك است خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردی... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شي ! جهنم كه اومدي ، من اونجا پيدات مي كنم و دور از چشم خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا چه صفايي پيدا مي كند جهنم
به قلم : خودم یا هر کی دیگه در ساعت موضوع: | + بدون شرح
در مكتب ما رسم فراموشي نيست در مسلك ما عشق هم آغوشي نيست مهر تو اگر به هستي ما افتد هرگز به سرش خيال خاموشي نيست
به قلم : خودم یا هر کی دیگه در ساعت موضوع: | +
تنها تر از باد نازک تر از ابر جاری تر از اشک شفافتر از اب خاکی تر از خاک ساکت تر از ماه روشن تر از شمع بی تاب تر از چشم خوشبوتر از گل ساده تر از یک نگاه پاک تر از اسمان غریب تر از یک چنار دلتنک تر از یک غروب خزان تر از پائیز گرم تر از افتاب بکر تر از برف ارام تر از فکر اشوب تر از تردید جاوید تر از یک یاد
به قلم : خودم یا هر کی دیگه در ساعت موضوع: | +
به قلم : خودم یا هر کی دیگه در ساعت موضوع: | +
گفتی که به احترام دل،باران باش باران شدم و به روی گل باریدم
به قلم : خودم یا هر کی دیگه در ساعت موضوع: | +
بی تو آنلاین شبی باز از آن Room گذشتم. همه تن چشم شدم. دنبال ID تو گشتم. شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم. شدم آن User دیوانه که بودم. یادم آمد که شبی با هم از آن Room گذشتیم. پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم. تو همه راز های Hack ریخته در آن Booter های سیاهت. من همه محو تماشای PM هایت. Talk صاف و Room آرام. بخت خندان و زمان رام. منو تو (و بقیه) همه دلداده به آواز روی Voice. یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن. لحظه ای چند بر این Room نظر کن. Chat آیینه عشق گذران است. تو که امروز نگاهت به ای میلی نگران است. باش فردا که دلت با ID دگران است. تا فراموش کنی چندی از این Room سفر کن. با تو گفتم حذر از Room ندانم... .................................................................................. زاغکي روي درخت نشسته بود و چيز برگر مي خورد. روبهي آمد و گفت: ايول چه بالي، چه دمي، عجب تيريپ خفن سياهي، مشکي رنگ عشفه، يه آواز بخون حال کنيم. زاغکه ساندويچشو ميزنه زير بغلش و مي گه: برو داداش، من خودم کلاس پنجمم ..................................................... به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان
به قلم : خودم یا هر کی دیگه در ساعت موضوع: | + |
|||
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||||